پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۴
روایت هنرمندانه شرط اثرگذاری تصویر شب‌های قدر است

حوزه / یک کارگردان سینما و تلویزیون گفت: بسیاری از برنامه‌های رسانه‌ای درباره شب‌های احیا بیشتر به پوشش خبری مراسم محدود شده‌اند و برای اثرگذاری عمیق‌تر لازم است این فضاها با نگاه هنری و طراحی رسانه‌ای دقیق روایت شوند.

حبیب‌الله بهمنی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به ظرفیت‌های هنر برای بیان مفاهیم دینی و معنوی اظهار کرد: ماهیت سینما اساساً بر پایه ابزارهای مادی و محسوس شکل گرفته است؛ یعنی سینما با تصویر، نور، صدا و حرکت سروکار دارد و همه این عناصر در حوزه ادراکات حسی انسان قرار می‌گیرند. در حالی که مفاهیمی مانند توبه، رجوع به خداوند یا تجربه‌های عرفانی در لایه‌های عمیق روح انسان رخ می‌دهد و انتقال آن‌ها از طریق چنین ابزارهایی کار ساده‌ای نیست. از همین رو هنرمند برای بیان این مفاهیم ناچار است از همین عناصر مادی به شکلی هنرمندانه و ترکیبی پیچیده استفاده کند تا بتواند معنایی فراتر از ظاهر تصویر را به مخاطب منتقل کند.
وی افزود: اگر دقیق‌تر به ساختار سینما نگاه کنیم می‌بینیم که این هنر مجموعه‌ای از ابزارهای مختلف است؛ از تصویر و نور و صدا گرفته تا روایت، شخصیت‌پردازی و ساختار دراماتیک. در میان این عناصر، روایت و داستان نقش مهم‌تری در نزدیک شدن سینما به مفاهیم معنوی دارند. داستان به هنرمند اجازه می‌دهد بحران‌های درونی انسان، لحظه‌های تحول روحی و مسیر بازگشت انسان به سوی حقیقت را روایت کند. در چنین فضایی است که مفاهیمی مانند توبه یا بازگشت به خدا قابلیت تصویر شدن پیدا می‌کنند، هرچند همچنان بیان این مفاهیم در سینما دشوارتر از بیان موضوعات مادی است.
این کارگردان سینما ادامه داد: اگر به تولیدات سینمایی در جهان نگاه کنیم می‌بینیم بخش عمده‌ای از آن‌ها بر غرایز و احساسات سطحی انسان تکیه دارند و تنها درصد محدودی از آثار تلاش کرده‌اند به حوزه معنا و معنویت وارد شوند. دلیل این مسئله نیز دشواری انتقال چنین مفاهیمی است. با این حال تاریخ سینما نشان داده که برخی آثار توانسته‌اند مخاطب را با لایه‌هایی عمیق‌تر از تجربه انسانی مواجه کنند و پنجره‌ای به سوی جهان معنا بگشایند.
بهمنی تصریح کرد: تحقق چنین آثاری بیش از هر چیز به خود هنرمند وابسته است. کسی که می‌خواهد درباره معنویت سخن بگوید، باید پیش از آن در درون خود نوعی تجربه ایمانی و معنوی داشته باشد. وقتی هنرمند این تجربه را در جان خود لمس کرده باشد، تلاش می‌کند آن را با زبان هنر ترجمه کند. البته این ترجمه همیشه با محدودیت‌هایی همراه است، زیرا ابزارهای هنری نمی‌توانند همه عمق یک تجربه معنوی را منتقل کنند. همان‌گونه که شاعر نیز با واژه‌هایی که ماهیتی مادی دارند می‌کوشد مفاهیمی بسیار عمیق و گاه ماورایی را بیان کند، فیلمساز نیز باید از امکانات سینما برای نزدیک شدن به چنین مفاهیمی بهره بگیرد.
وی درباره ظرفیت شاخه‌های مختلف هنری برای بیان معنویت نیز گفت: نمی‌توان به طور قطعی گفت کدام هنر نسبت به دیگری توانایی بیشتری برای انتقال مفاهیم معنوی دارد، زیرا هر هنر در چارچوب امکانات خاص خود می‌تواند حامل این مفاهیم باشد. برای مثال ادبیات از گستره وسیعی برخوردار است و نویسنده یا شاعر می‌تواند با استفاده از زبان و تخیل، جهان‌هایی را توصیف کند که حتی در عالم محسوس قابل مشاهده نیستند. به همین دلیل در تاریخ فرهنگ ما شاعرانی مانند حافظ، مولانا و عطار توانسته‌اند از طریق زبان ادبی عمیق‌ترین مفاهیم عرفانی را بیان کنند.
وی افزود: در مقابل، موسیقی بیشتر بر ساحت عاطفی انسان اثر می‌گذارد. شاید موسیقی نتواند مفاهیم را به دقت توصیف کند، اما می‌تواند حال و هوایی ایجاد کند که مخاطب را به تجربه‌ای روحی نزدیک سازد. هنرهای تجسمی نیز با عناصری مانند رنگ، نور و فرم کار می‌کنند و از طریق تصویر می‌توانند نوعی تأمل معنوی در مخاطب ایجاد کنند. هر یک از این هنرها در کنار ظرفیت‌های خود محدودیت‌هایی هم دارند و همین محدودیت‌هاست که خلاقیت هنرمند را به میدان می‌آورد.
این کارگردان سینما درباره جایگاه سینما در میان هنرها اظهار کرد: سینما از این جهت هنر ویژه‌ای محسوب می‌شود که بسیاری از هنرهای دیگر را در خود جمع کرده است. در یک اثر سینمایی همزمان با تصویر، صدا، موسیقی، ادبیات، بازیگری و حرکت روبه‌رو هستیم. همین ترکیب گسترده باعث شده که سینما از نظر امکانات بیانی بسیار قدرتمند باشد و بتواند از ظرفیت‌های هنرهای دیگر نیز بهره بگیرد. با این حال حتی با وجود چنین امکاناتی، اگر هنرمند از ایمان درونی، شناخت مفاهیم معنوی و تسلط فنی بر ابزارهای هنری برخوردار نباشد، این امکانات به تنهایی نمی‌تواند به خلق اثر معنوی منجر شود.
بهمنی در ادامه با اشاره به نمونه‌ای از ظرفیت هنر برای انتقال مفاهیم معنوی گفت: قرآن کریم از منظر ادبی اثری بی‌نظیر است که توانسته از زبان و بیان ادبی برای انتقال عمیق‌ترین مفاهیم الهی استفاده کند. در زمان نزول قرآن، جامعه عرب در اوج فصاحت و بلاغت بود و شاعران بزرگی در میان آنان حضور داشتند، اما با وجود این هیچ‌کس نتوانست اثری همانند قرآن پدید آورد. این موضوع نشان می‌دهد که چگونه یک ابزار هنری مانند زبان می‌تواند حامل عمیق‌ترین معانی معنوی باشد و میان جهان محسوس و عالم معنا پلی ایجاد کند.
وی درباره نحوه بازنمایی شب‌های احیا در رسانه‌ها نیز اظهار کرد: آنچه تاکنون در رسانه ملی بیشتر مشاهده کرده‌ایم، نوعی پوشش خبری از مراسمی است که در جامعه برگزار می‌شود. دوربین‌ها در مساجد و حسینیه‌ها حضور پیدا می‌کنند و از دعا، سخنرانی و حضور مردم تصویر می‌گیرند و این تصاویر برای مخاطبان پخش می‌شود. در کنار آن نیز گاهی توضیحاتی درباره مفاهیم دعاها یا ترجمه و تفسیر برخی ادعیه ارائه می‌شود. این شیوه در واقع ساده‌ترین شکل بهره‌گیری از رسانه برای انعکاس یک مراسم مذهبی است و البته در جای خود می‌تواند مفید باشد، زیرا فضای این مراسم را به خانه‌های مردم منتقل می‌کند.
وی ادامه داد: با این حال اگر از منظر هنری به موضوع نگاه کنیم، این شیوه بیشتر شبیه گزارش‌دهی است و کمتر می‌توان آن را یک تولید خلاقانه هنری دانست. تفاوت زیادی وجود دارد میان ثبت ساده یک مراسم و خلق یک روایت هنرمندانه از آن. هنرمند نگاه انتخاب‌گر دارد؛ از میان رویدادهای مختلف، لحظه‌هایی را برمی‌گزیند که می‌تواند معنای عمیق‌تری را منتقل کند. همین انتخاب‌هاست که یک اثر هنری را از یک گزارش معمولی متمایز می‌کند.
بهمنی تأکید کرد: اگر رسانه بخواهد تصویر مؤثرتری از شب‌های احیا ارائه دهد، لازم است این برنامه‌ها با طراحی و کارگردانی دقیق‌تری تولید شوند. یعنی از ابتدا مشخص باشد که قرار است چه مفهومی منتقل شود و چگونه می‌توان عناصر تصویری، صوتی و روایی برای بیان آن استفاده کرد. در چنین شرایطی حتی نحوه برگزاری مراسم نیز می‌تواند با نگاه رسانه‌ای طراحی شود تا لحظه‌های تأثیرگذارتر و معنادارتری شکل بگیرد.
وی در پایان بیان کرد: شب‌های احیا سرشار از لحظه‌های ناب انسانی است؛ لحظه‌هایی از توبه، اشک، امید و بازگشت. اگر هنرمند بتواند این لحظه‌ها را با نگاهی خلاقانه و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای روایت کند، مخاطب نیز می‌تواند در پس تصویر تلویزیون یا در فضای سینما تجربه‌ای عمیق‌تر از این شب‌های معنوی داشته باشد و این همان نقطه‌ای است که هنر می‌تواند به جهان معنا نزدیک شود.
انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha